خرید بک لینک
سال ۹۶ پسری زیر دست من کار میکرد. اهل شهرستان بود. پسر خوشهیکل و خوش تیپی بود. کمی روشن بود. خیلی باحیا بود. معروف بود که سیکس پک داره. از این بدن سازهایی که گنده نیستند. صبور و خوش اخلاق بود. تو گل فروشی کار میکرد قبلا. تو مدت سربازیش باهاش آشنا شدم. همه تو اداره رو سر این قسم میخوردند. همه دوست داشتند این پسر رو برای یکی معرفی کنند برای ازدواج. شخصیتی کاملا متضاد با من داشت. اجتماعی بود و به عرف و شرع پایبند بود. اهل خانواده بود. به افراد خانواده اش خیلی اهمیت میداد. این پسر اما به من علاقه داشت. نمیتونست این علاقه رو بروز بده. من از شوهرم جدا شده بودم و هشت سال ازش بزرگ تر بودم و مهم تر از همه این که بهش پا نمیدادم. من اون رو به خاطر شخصیتش دوست داشتم اما نمیتونستم چیزی بیشتر از احترام براش قائل بشم.یه روز گفت همکارها به من میگن که من و شما میتونیم با هم ازدواج کنیم، بهش گفتم همکارهای خاله زنک خیلی حرف های مفت میزنند. گفت بله، حرف مفته. دیدم که چقدر ناراحت شد.وقتی سربازیش تموم شد و برگشت شهرستان، بهم پیام میداد. من هم جواب میدادم. چت های معمولی اما یک روز بلاکش کردم. بهش گفتم که نمیخوام هیچ ارتباطی در هیچ سطحی داشته باشیم و تمام. من کلا این جوری هستم. یک دفعه میرم.من یک آی دی دارم که از اون تو همه جا استفاده میکنم. یک کانال عمومی ساختم که توش مطالب و فیلم و سریال های مورد علاقه ام رو توش میذارم تا همیشه قابل دسترسی باشند. اون آی دی رو به عنوان آدرس کانال گذاشتم. چند وقت پیش به اعضا کانال نگاه میکردم. اون پسر رو دیدم که کانال من رو پیدا کرده. تعجب کردم. عکس خودش رو گذاشته تو پروفایلش. بینی اش رو عمل کرده و کلی مو و ریش داره. راستش گاهی وسوسه میشم بهش پیام بد

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:42

به پیشنهاد خواهرهام اومدیم تنگه واشی. مهم نیست چه بهانه ای باشه، هر جا مردم بی فرهنگ جمع بشن اونجا رو به کثافت و گه میکشن. چه دسته عزاداری باشه چه طبیعت گردی. خیلی زباله همه جا هست. همه جای این رودخونه کثیفه. برای ورود ۱۵۰ تومن عوارضی میگیرند عوامل دهداری اما هیچ امکاناتی نیست. سرویس بهداشتی حتی سطل زباله نداشت و خودتون بدونید چه خبره دیگه! هیچ کس زباله ها رو جمع نمیکنه. چرا مردم این قدر بیشعورند؟ وقتی تو خونه هستم راحت ترم.تو گرم ترین روز سال که تهران تعطیل بود، اینجا کولر وجود نداشت. هوا خیلی خنکه و هنوز شب ها گاهی بخاری روشن میکنند. حیف این طبیعت دست این ملت بی شعور افتاده. ایران رو باید بدن به نروژی ها و سوئدی ها و این جماعت رو پرت کنند تو قطب شمال.

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:42

همیشه میخوام یه لیست برای مسافرت درست کنم و هر بار بعد سفر یادم میافتهبنزین! باک رو پر کنمگس کشنودالیتلیوان یک بار مصرفکیسه زباله رولیدستمال کاغذی رولیکیسه فریزرنخ و سوزنتایدمایع ظرف شوییمایع دستشوییخمیر دندونمسواکنخ دندونشامپوشامپو بدنسفره یک بار مصرفقاشق، بشقاب یک بار مصرفهل و چای کیسه ایلیوان فلزی موچین و ناخن گیرروبالشتیملافه به مقدار زیادکرم ضدآفتابشیاف دیکلوفناکقرص مسکنآمپول کترولاکچسب زخمبانددمپایی تو خونهدمپایی بیرون

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:42

صفحه بندی